ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

523

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

بهرام گور ، و شير سنگين ، و چاهى كه بديهى است كه آن را ستق خوانند ، و آبى كه با سنگ مىباشد ، و سنگى كه چيزى بر آن نوشته است بر درّهء كه معروف است به تبنابر [ 1 ] نزديك اروند ، و ايوان سورى ، و كوه اروند ، و حكايت درخت بلوط كه از عهد دارا در سراى احمد و هرون ابناء الحسن بود ، و ازين نوع عجايب بسيار است كه آن را در همدان نامه شرح داده آمد ، و مقصود ازين عمارت اسلامى است كه بكدام تاريخ بود و السلم [ 2 ] . كرج : [ 3 ] شهرى است ميانه نه كوچك و نه بزرگ ، بناء ايشان از گل باشد و باغ نباشد مگر اندكى ، و در ابتدا كه ابو دلف خواست كه اين شهر كند يك بار ديوارى فرمود بر دو سه فرسنگى اين موضع ، و پس آن را بگذاشت و آن ديوار همچنان بر جايگاه است ، و در ميانهء آن چند پاره ديه بكرده‌اند ، بعد از آن اينجا كه امروز شهر كرج است بنا فرمود . بروجرد : وزير [ 4 ] آن بو دلف فرمودست شهرى فراخ پر نعمتست و بسيار ميوه ، و از آنجا ميوه بديگر مواضع برند . اصفهان اليهوديه : اندر عهد خلافت منصور سنه اثنى و خمسين و مايهء ايوب ابن زياد كه ( 346 - آ ) عامل خراج بود ، و بر حرب [ 5 ] درين وقت سعيد بن منصور الحميرى بود خال مهدى ، چون سعيد برفت همهء كارها ايوب را ماند ، و بديه خوشينيان [ 6 ] قصرى كرد و مسجد با مقصورهء ، چنانك بجايست ، و منبر

--> [ ( 1 ) ] ابن فقيه ( ص 243 ) : تبنابر ( ن - ل : ينبابر - تنبابر و غيره ) من دار نبهان فى سفح الجبل [ ( 2 ) ] از تفصيلي كه در باب همدان نوشته شده است معلوم مىشود كه مؤلف از مردم همدان است و مؤيدات ديگر هم هست [ ( 3 ) ] ابن كرج نه كرج معروف بر سر راه قزوين و طهرانست بلكه آن شهركى بوده است نزديك جاپلق و بربرود حاليه [ ( 4 ) ] ظ : و نيز [ ( 5 ) ] و بر حرب - يعني ايوب عامل خراج و سعيد عامل حرب بود [ ( 6 ) ] جاى ديگر : خشيشان ؟